|
stay with me my god | ||
|
یاد شعر کتاب دوران دبستانم افتادم و با خودم زمزمه کردم :
دلم گرفته از آن و از این...
اون آن و این بچگی کجا و این آن و این جوونی کجا...
بازم میگم مثل همیشه : Stay with me my god [ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ] [ 1:50 بعد از ظهر ] [ رضوان(همشهری سابق) ]
بـنام خدای بهار آفرین / بهار آفرین را هزار آفرین به جمشید و آیین پاکش درود / که نوروز از او مانده در یادبود . . . نوروز مبارک عید است ولی بدون او غم داریم عاشق شده ایم و عشق را کم داریم ای کاش که این عید ظهورش برسد این گونه هزار عید با هم داریم اللهم عجل لولیک الفرج سال نو مبارک ساعت های آخر سال 1390 رو طی می کنیم امیدوارم تک تک این ساعت ها دقیقه ها و ثانیه ها براتون مثل عسل شیرین باشه و مهم تر اینکه سال آینده سالی پر برکت و خوب برای همه شما دوستان خوبم باشه پیشاپیش سال 1391 مبارک ![]() ![]() برای دیدن تصاویر به ادامه مطلب برید...
ادامه مطلب [ دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 ] [ 8:56 بعد از ظهر ] [ رضوان(همشهری سابق) ]
[ پنجشنبه چهارم اسفند 1390 ] [ 12:22 بعد از ظهر ] [ رضوان(همشهری سابق) ]
سلام سلام سلام سلاااااااااااااااااااااااااااام به همه ی دوستای گلم دلم برای همتون تنگیده بود بدجوری امتحانات ترم هم تموم شد و یه نیم نفس راحت کشیدم نیم نفس چون هنوز نمرات سخت افزار و آمار و برنامه نوسی مبتنی بر وب رو سایت نیومده و من دارم از استرس میترکم ولی همین که تونستم پایگاه داده و آز پایگاه رو پاس کنم کلیه هووووووووووووووورررراااااااااااااااااااااااااا راستی هر چند الان هوا آفتابیه اما میخواستم یه سلام سفید و برفی و زمستونی کرده باشم آخه چند روز پیش خرم آباد سفید پوش بود هنوزم برف کوهها مشخصه که آب نشده.اما چشمتون روز بد نبینه شانس آوردم صبح اول صبحی بود 2یا3 نفر بیشتر تو حیاط دانشگاه نبود. خلاصه خاطره شد دیگه. خوب دیگه بریم سراغ اولین پست بعد از امتحانات من که دیگه داشتم خفه میشدم از دست امتحانات ۲ تا شعر از باباطاهر براتون نوشتم... ************************ خوشا آن دل که از خود بی خبر بی ندونه در سفر یا در حضر بی
به کوه و دشت و صحرا همچو مجنون پی لیلی دوان با چشم تر بی
چه خوش بی مهربونی هر دو سر بی که یکسر مهربونی دردسر بی
اگر مجنون دل شوریده ای داشت دل لیلی از آن شوریده تر بی
باباطاهر همدانی ****** دلم بی وصل ته شادی مبیناد به غیر از محنت آزادی مبیناد
خراب آباد دل بی مقدم ته الهی هرگز آبادی مبیناد
زدست دیده و دل هر دو فریاد هر آنچه دیده بیند دل کند یاد
بسازم خنجری نیشش ز پولاد زنم بر دیده تا دل گردد آزاد
باباطاهر همدانی ******
تصاویر در ادامه مطلب..
ادامه مطلب [ جمعه هفتم بهمن 1390 ] [ 1:6 بعد از ظهر ] [ رضوان(همشهری سابق) ]
معلمم به خط فاصله می گفت خط تیره ! می دانست فاصله چه به روزگار انسان ها می آورد ! برای دیدن تصاویر به ادامه مطلب رجوع کنید ادامه مطلب [ چهارشنبه شانزدهم آذر 1390 ] [ 1:4 بعد از ظهر ] [ رضوان(همشهری سابق) ]
این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست این چه شمعیست که جانها همه پروانه ی اوست
[ یکشنبه سیزدهم آذر 1390 ] [ 1:3 قبل از ظهر ] [ رضوان(همشهری سابق) ]
روزگارم بد نیست مادری دارم بهتر از برگ درخت دوستانی بهتر از آب روان و خدایی که در این نزدیکی است... [ پنجشنبه دوازدهم آبان 1390 ] [ 1:23 بعد از ظهر ] [ رضوان(همشهری سابق) ]
خدایا،مرا ببخش ! به خاطر لحظه هایی که به یاد تو نبوده ام!
به خاطر سجده هايي كه زود از سر مهر برداشتم. به خاطر همه ي درهايي كه كوبيده ام و خانه تو نبوده اند. به خاطر همه ي حاجاتي كه از غير تو خواسته ام. به خاطر همه ي وعده هايي كه تو به من دادي و من اور نكردم. به خاطر همه ي آنچه كه به خاطر سعادت من از من خواستي و من اعتماد نداشتم. به خاطر همه ي آنچه كه خواستي به من بفهماني و من نفهميدم. به خاطر همه ي نعمت هايت كه من شكر نكرده ام . به خاطر همه ي مهرباني هايت كه با گناه پاسخ دادم. به خاطر همه ي چشم پوشي هايت كه سوء استفاده كرده ام و گستاخ تر شده ام. به خاطر همه ي آنچه در راه من خرج كرده اي و من هيچ در راه تو خرج نكرده ام. به خاطر. . . مرا ببخش!نه به خاطر آنكه من لياقت بخشيده شدن دارم،به خاطر اينكه تو شايسته ي بخشيدني! نه به خاطر آنكه گناهان من بخشيدني هستند،به خاطر اينكه تو اهل عفو و مغفرتي و گذشت كار توست نه به خاطر اينكه من خوب شده ام، به خاطر اينكه تو خوبي! نه به خاطر اينكه مرا خوشحال كني ، به خاطر اينكه پيامبر و اولياء تو خوشحال شوند. مرا ببخش!نه به خاطر من ، به خاطر آنكه گناهان من اول او را اذيت مي كند. به خاطر آنكه گناهان من ، غربت و آوارگي و غيبت اورا تمديد مي كند. به خاطر آنكه هر هفته پرونده اعمال مرا به دست او مي دهند! به خاطر آنكه اينبار نمي داند با چه رويي پيش تو شفاعت مرا كند. به خاطر آنكه قرار است بر زمين آقايي و سروري كند و گناهان من مانع اين كار شده اند. به خاطر آنكه دوستش داري و او تو را ! به خاطر آنكه ناراحتي او ناراحتي توست . خوشحالي او خوشحالي تو! به خاطر امام زمان مرا ببخش. . . ! [ جمعه بیست و نهم مهر 1390 ] [ 12:5 بعد از ظهر ] [ رضوان(همشهری سابق) ]
ولادت حضرت معصومه (س) و روز دختر رو به تمام دختر های خوب ایران زمین تبریک میگم
جای همه دوستان خالی قسمت شد و قبل از ولادت رفتیم و برگشتیم خیلی ها ازم خواسته بودن اونجا براشون دعا کنم منم از خانم خواستم وقتی رسیدم پیشش کمک کنه تک تکشون تو ذهنم بیان و فراموش نکنم. راستی یه چیزی توی شهر قم جلب توجه زیادی میکنه ! غیر ایرانی بیشتر میبینیم تا ایرانی همش شده افغان و عرب! قبلا اینقد زیاد نبود. خدا جوووووووووووووون ؟ خیلی ممنونم .خیلی ممنونم که با این فاصله کم بازم این سعادت رو به من دادی. ادامه مطلب [ پنجشنبه هفتم مهر 1390 ] [ 9:51 بعد از ظهر ] [ رضوان(همشهری سابق) ]
[ یکشنبه سوم مهر 1390 ] [ 10:5 بعد از ظهر ] [ رضوان(همشهری سابق) ]
امیری به شاهزاده خانمی گفت : من عاشق توام ... شاهزاده گفت : زیباتر از من خواهرم است که در پشت سر تو ایستاده است ... امیر برگشت و دید هیچکس نیست . شاهزاده گفت:عاشق نیستی !!!! عاشق به غیر ازمعشوقش نظر نمی کند. تصاوير در ادامه مطلب ادامه مطلب [ شنبه بیست و ششم شهریور 1390 ] [ 1:18 بعد از ظهر ] [ رضوان(همشهری سابق) ]
عید سعید فطر رو به تمام مسلمانان و دوستای بلاگرم تبریک میگم امیدوارم که عید خوبی داشته باشید نمازو روزه ها قبول درگاه حق و خسته نباشید (یادمون نره روزای دیگه هم روزای خدا هستن پس از بُعد معنوی خارج نشید و همینطور به خدا نزدیک بشید .)
راستي كسايي كه ميخوان تو سايت اهداء عضو ثبت نام كنن ميتونن از طريق (لينك سايت)تصويرسبزسمت راست وبلاگ يا لينك زير وارد اين سايت بشن و عضو سايت بشن و كارت دريافت كنن. نترسید تا زنده ایم اعضای بدنمونو نمیگیرن مگه اینکه...
از شوخی بگذریم یه سر برید شاید شما هم عضو شدید ما با یه سری از بچه ها عضو شدیم سایت توضیحات لازم رو داده. ادامه مطلب [ چهارشنبه نهم شهریور 1390 ] [ 11:32 قبل از ظهر ] [ رضوان(همشهری سابق) ]
به تو عادت کرده بودم ای به من نزدیک تر از من ای حضورم از تو تازه ای نگاهم از تو روشن به تو عادت کرده بودم مثل گلبرگی به شبنم مثل عاشقی به غربت مثل مجروحی به مرهم لحظه در لحظه عذابه لحظه های من بی تو تجربه کردن مرگه زندگی کردن بی تو من که در گریزم از من به تو عادت کرده بودم از سکوت و گریه شب به تو حجرت کرده بودم با گل و سنگ و ستاره از تو صحبت کرده بودم خلوت خاطره هامو با تو قسمت کرده بودم خونه لبریز سکوته خونه از خاطره خالی من پر از میل زوالم عشق من ...تو در چه حالی؟
[ پنجشنبه سوم شهریور 1390 ] [ 8:33 بعد از ظهر ] [ رضوان(همشهری سابق) ]
بیاید یه کم راجع به عقوق والدین بدونیم . چیزایی که من دارم مینویسم فقط گوشه ی کوچیکی از این مطلبه : تعریف کلی:عقوق والدین به معنای نافرمانی از والدین . بی احترامی نسبت به آن ها . کوچک شمردن و قطع ارتباط با آن هاست . یعنی اینکه فرزند حرمت آن ها را رعایت نکند و بی ادبی نماید و والدین را برنجاند. روایات زیادی در مذمت عقوق والدین بیان شده: امام صادق (ع) می فرمایند:هر کس که با خشم به والدین نگاه کند خداوند نمازش را قبول نمی کند هر چند که آن ها در حق وی ظلم و کوتاهی کرده باشند. امام هادی (ع) می فرمایند:عقوق والدین کمی مال و آبرو و عمر را در پی دارد و به ذلت دنیا می کشد. عاق والدین نمازش قبول نمی شود و دعایش مستجاب نمی گردد. این ها تنها مکافات دنیوی است و مجازات اخروی به قوت خود باقی است. پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:از هر گناه کبیره بزرگتر شرک به خدا و عقوق والدین است و نیز از گناهانی است که در قرآن و احادیث بر آن وعده عذاب داده شده . پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:سه طایفه اند که خداوند در روز قیامت با ایشان سخن نمی فرماید و نظر رحمت به آن ها نمی کند ایشان ۱-شراب خواران۲-تکذیب کنندگان به قدرالهی۳-و عاق والدین اند.(عاق والدین آمرزیده شدنی نیست.) جبرئیل نفرینشان می کند و پیامبر آمین می گوید. [ پنجشنبه سوم شهریور 1390 ] [ 8:15 بعد از ظهر ] [ رضوان(همشهری سابق) ]
شب هنگام محمد باقر - طلبه جوان- در اتاق خود مشغول مطالعه بود که به ناگاه دختری وارد اتاق او شد. در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که سکوت کند و هیچ نگوید. دختر پرسید: شام چه داری ؟؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر که شاهزاده بود و به خاطر اختلاف با زنان حرمسرا خارج شده بود در گوشهای از اتاق خوابید. صبح که دختر از خواب بیدار شد و از اتاق خارج شد ماموران،شاهزاده خانم را همراه طلبه جوان نزد شاه بردند. شاه عصبانی پرسید چرا شب به ما اطلاع ندادی و .... محمد باقر گفت : شاهزاده تهدید کرد که اگر به کسی خبر دهم مرا به دست جلاد خواهد داد. شاه دستور داد که تحقیق شود که آیا این جوان خطائی کرده یا نه؟ و بعد از تحقیق از محمد باقر پرسید چطور توانستی در برابر نفست مقاومت نمائی؟ محمد باقر 10 انگشت خود را نشان داد و شاه دید که تمام انگشتانش سوخته و ... علت را پرسید. طلبه گفت : چون او به خواب رفت نفس اماره مرا وسوسه می نمود. هر بار که نفسم وسوسه می کرد یکی از انگشتان را بر روی شعله سوزان شمع میگذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و بالاخره از سر شب تا صبح بدین وسیله با نفس مبارزه کردم و به فضل خدا ، شیطان نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ایمانم را بسوزاند. شاه عباس از تقوا و پرهیز کاری او خوشش آمد و دستور داد همین شاهزاده را به عقد میر محمد باقر در آوردند و به او لقب میرداماد داد و امروزه تمام علم دوستان از وی به عظمت و نیکی یاد کرده و نام و یادش را گرامی می دارند. از مهمترین شاگردان وی می توان به ملا صدرا اشاره نمود. --------------------------- دوستداران تصاویر متحرک و کارتونی برن ادامه مطلب... ادامه مطلب [ چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390 ] [ 2:31 بعد از ظهر ] [ رضوان(همشهری سابق) ]
وقتی این خبر وحشتناک رو شنیدم در حال غذا خوردن بودم که دیگه خودتون میدونید چی میشه روز قبل از مرگ این مرد دلیر برنامه زنده اونو نشون داد و همین باعث میشه که افرادی که این برنامه رو دیدن باور کردن مرگ آقای داداشی براشون سخت تر باشه خود من هنوزم نمیخوام باور کنم که این پهلوان رو از دست دادیم. این ورزشکار باعث افتخار کشور ما بود بخصوص که امسال در مسابقات جهانی اول هم شد من یکی که افتخار میکردم چنین شخصی هموطنمه اما افسوس که اونو از دست دادیم. به همه ی هموطنانم تسلیت میگم و امیدوارم خداوند قاتلین روح الله داداشی رو در این دنیا و آخرت مجازات کنه . انشاء الله... برای شادی روح این مرحوم با هم یه فاتحه بخونیم... جسد روح الله داداشی:
متهم در اعترافات اولیه خود اینطور گفت: شب حادثه، به همراه دو نفر از دوستانم داخل یک پراید در حال حرکت بودیم که پشت چراغ قرمز آینه خودرویمان با آینه خودروی آزرا مرد تنومندی برخورد کرد. به نوشته تهران امروز، وی افزود: بینمان درگیری لفظی پیش آمد. وقتی چراغ سبز شد شروع به حرکت کرد ولی ما که از برخورد وی ناراحت شده بودیم او را تعقیب کرده و در خیابان پونه که مکانی نسبتاً خلوت بود جلوی او پیچیدیم. وقتی وی پیاده شد و من جثه او را دیدم آنقدر ترسیدم که بیاختیار دستم به چاقو رفت. آنقدر از هیکل وی ترسیده بودم که بیاختیار چند ضربه چاقو به او زدم. وقتی روی زمین افتاد و دیدم خون زیادی از گلوی وی در حال ریختن است و مردم نیز با خبر شدهاند بلافاصله آنجا را ترک کرد. بعد از این جنایت بود که تازه فهمیدیم کسی که او را با چاقو زدهام “روحالله داداشی” قویترین مرد ایران است. مطالب بیشتر . تصاویر روح الله داداشی و قاتلین او در ادامه مطلب... ادامه مطلب [ چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390 ] [ 2:26 بعد از ظهر ] [ رضوان(همشهری سابق) ]
ما شقایق های طوفان خورده ایم / سیلی ناحق فراوان خورده ایم / ساقه ی احساسمان خشکیده است / زخم ها از تیغ و طوفان خورده ایم / هیچ کس ویرانیم را حس نکرد / وسعت تنهاییم را حس نکرد / در میان خنده های تلخ من / گریه ی پنهانیم را حس نکرد / در هجوم لحظه های بی کسی /درد بی کس ماندنم را حس نکرد.
سخنان دکتر شریعتی ۱- ديروز همسايه ام از گرسنگي مرد ، در عزايش گوسفندها سر بريدند ! ۲-از خداوند چيزي برايت مي خواهم كه جز خدا در باور هيچكس نگنجد. ۳-در بيكرانه زندگي دو چيز افسونم كرد : آبي آسمان كه مي بينم و مي دانم نيست و خدايي كه نميبينم و مي دانم كه هست. ۴-در دردها دوست را خبر نكردن خود نوعي عشق ورزيدن است. ۵-بغض بزرگترين نوع اعتراض در برابر آدم هاست ، اگه بشكنه ديگه اعتراض نيست ، التماسه ! ------------------------------------------- تصاویر در ادامه مطلب...
[ یکشنبه دوازدهم تیر 1390 ] [ 6:9 بعد از ظهر ] [ رضوان(همشهری سابق) ]
عید مبعث مبارک
سلام دوستاي گلم بخاطر غيبتم منو ببخشيد . آخه ايام امتحانات بود و منم نميتونستم بيام نت . از تمام دوستاي گلي كه تو اين مدت اومدن با اينكه ميدونستن نيستم خيلي متشكرم. براي شروع مجدد يه شعر از فروغ فرخ زاد براتون نوشتم من اين شعر فروغ رو دوست دارم اميدوارم شما هم بپسنديد. ------------------------------------------------------------ وداع ميروم خسته و افسرده و زار سوي منزلگه ويرانه ي خويش بخدا ميبرم از شهر شما دل شوريده و ديوانه ي خويش *** ميبرم، تا كه در آن نقطه ي دور شستشويش دهم از رنگ گناه شستشويش دهم از لكه ي عشق زينهمه خواهش بيجا و تباه *** ميبرم تا ز تو دورش سازم ز تو اي جلوهي اميد محال ميبرم زنده به گورش سازم تا از اين پس نكند ياد وصال *** ناله مي لرزد، مي رقصد اشك آه، بگذار كه بگريزم من از تو اي چشمه ي جوشان گناه شايد آن به كه بپرهيزم من *** بخدا غنچه ي شادي بودم دست عشق آمد و از شاخم چيد شعله ي آه شدم، صد افسوس كه لبم باز برآن لب نرسيد *** عاقبت بند سفر پايم بست مي روم ، خنده به لب ،خونين دل مي روم از دل من دست بردار اي اميد عبث بي حاصل ----------- فروغ فرخ زاد ادامه مطلب [ چهارشنبه هشتم تیر 1390 ] [ 8:14 بعد از ظهر ] [ رضوان(همشهری سابق) ]
يه سلام و يه خداحافظي تا آخر امتحانام خدمت دوستاي عزيزم هميشه تقريبا از ايام فاطميه كه شروع ميشه تا 15 خرداد كه تولد من باشه شهادت ها و ولادت ها با هم قاطي ميشه به همين خاطر من نميدونم چطور پست بذارم !!! شهادت و ولادت فاطمه زهرا(س) كه گذشت . 13خرداد وفات حضرت ام كلثوم هم گذشت و تسليت عرض ميكنم امروز 14 خرداد ولادت امام محمد باقر (ع) به هر حال تبريك ميگم و رحلت امام عزيز امام خميني (ره )رو به تمام دوستدارانش تسليت عرض ميكنم جا داره پيشاپيش ولادت امام هادي(ع)رو كه 15 خرداد هست بهتون تبريك بگم و قيام خونين 15 خرداد و 16خرداد شهادت امام النقي الهادي رو تسليت بگم. 20سال از عمرم گذشت و اوني كه بايد باشم نيستم . خيلي كم پیش میاد انسانها اونطور كه بايد باشن ميشن. اي كاش ما هم ميتونستيم...
بابت اين مدت كه بخاطر امتحاناتم نميتونم بيام از همتون عذر ميخوام فراموشم نكنيد...فراموشتون نميكنم.... [ شنبه چهاردهم خرداد 1390 ] [ 1:4 بعد از ظهر ] [ رضوان(همشهری سابق) ]
مادرم هستی من ز هستی توست تا هستم و هستی دارمت دوست
روز مادر بر تمام مادران زحمت کش و مهربان دنیا مبارک روزت مبارک مامان جوووووونم تصاویر ادامه مطلب فراموش نشه... ادامه مطلب [ دوشنبه دوم خرداد 1390 ] [ 9:18 بعد از ظهر ] [ رضوان(همشهری سابق) ]
نيا باران زمين جاي قشنگي نيست من از اهل زمينم و خوب مي دانم كه گل در عقد زنبور است ولی سوداي بلبل دارد و پروانه را هم دوست مي دارد نيا باران پشيمان مي شوي از آمدن زمين جاي قشنگي نيست در ناودان ها گير خواهي كرد من از اهل زمينم خوب مي دانم كه اينجا جمعه بازار است و مردم عشق را در بسته هاي زرد كوچك نسيه مي دادند در اينجا قدر مردم را به جو اندازه مي گيرند در اين جا شعر حافظ را به فال كوليان در به در اندازه مي گيرند نيا باران زمين جاي قشنگي نيست نيا باران نيا بارن [ شنبه هفدهم اردیبهشت 1390 ] [ 8:52 بعد از ظهر ] [ رضوان(همشهری سابق) ]
(ویژه ایام فاطمیه)
But Ali went Bqy or what یا علی رفتم بقیع اما چه شد؟
What was there looked F. هر چه گشتم فاطمه آنجا نبود
Or Ali tomb Prstvyt Where یا علی قبر پرستویت کجاست؟
It leaves a hundred flowers Khvshbvyt Where آن گل صد برگ خوشبویت کجاست؟
My pilgrimage is no barren F. حج من بی فاطمه بی حاصل است
Fatima Halal hundreds difficult. فاطمه حلال صدها مشکل است.
(دوست خوبم اگه چیزی از خدا خواستی.خدایی نکرده مشکلی داشتی حتما و حتما از فاطمه زهرا بخواه تا واسطه بشه و اون خواسته ی تو رو از خدا بخواد. بهت قول میدم اگه ایمان داشته باشی و از ته دل ازش بخوای کمکت میکنه. بارها و بارها تجربه کردم...)
نام : فاطمه (س) لقب : زهرا کنیه : ام ابیها نام پدر : حضرت محمد (ص) نام مادر : خدیجه کبری (س) نام همسر: علی بن ابیطالب (ع) لقب : زهرا،صديقه،طاهره،راضيه،مرضيه،مباركه،بتول ( لقب زهرا از شهرت بيشترى برخوردار است. ) محل ولادت : مکه خانه خدیجه مدت عمر : 18 سال تاریخ شهادت : 3 جمادی الثانی سال 11 هجری علت شهادت : صدمات وارده نام قاتل : ثانی محل دفن : مدینه طیبه
در دهه فاطمیه ، ایام شهادت دخت مکرم نبی اسلام ، قرار داریم . طاهره ای که سراسر زندگی اش سرشار از آموزه های والای انسانی واخلاقی است . از هر سمت وسو که مورد توجه قرار گیرد، معرفت آموز است وسرمشق دهنده است .
فاطمه (س) را باید به تنهایی ومطلق ومجزا از وابستگی های ارزشمندش ، تنها به عنوان یک انسان در نظر گرفت تا پی به علو درجاتش برد وبی هیچ اغراق افسانه ای ، ارزش های آسمانی اش را درعین آنکه بر زمین خدا ودر میان خلق خدا راه می رفت وزندگی می کرد،به بررسی نشست . دختر رسول گرامی اسلام بودن ویا افتخار همسری ابر مردی چون علی را داشتن ویا مادر سلسله نورانی امامت بودن و...، اینها همه به تنهایی هر کدامشان فضیلتی گرانسنگ وبی همتاست ، اما باز در حق فاطمه ، ره انصاف ننموده ایم اگر تنها به اعتبار همین گونه فضایل قومی ونسبی اش به او بپردازیم وشخصیت وی را با همین نگاه به قضاوت در آییم . نه ، فاطمه زهرا (س) ، خود به تنهایی باید نگریسته شود تا به گفته زیبای دکتر شریعتی _ «دانسته شود که فاطمه ، فاطمه است » . فاطمه را پاره تن رسول خدا دانستن نیز نگاهی دیگر ، که هر دو نگاه ونگرش نیز منبعث ومأخذ از تعاریف خود رسول خدا (ص) است . که هرزگاهی به تناسب مقام وموقعیت های پیش آمده ، کلامی وعبارتی را در باب مقام گرامی حضرت زهراء (س) به سلک سخن در می آورند .
ادامه متن در ادامه مطلب... تصاویر بیشتر در ادامه مطلب...
ادامه مطلب [ سه شنبه سی ام فروردین 1390 ] [ 7:42 بعد از ظهر ] [ رضوان(همشهری سابق) ]
یادم آید تو به من گفتی از این عشق حذر کن
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب آیینه ی عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا که دلت باد گران است
تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن
با تو گفتم حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز...نتوانم.نتوانم
تصاویر در ادامه مطلب... ادامه مطلب [ جمعه بیست و ششم فروردین 1390 ] [ 6:42 بعد از ظهر ] [ رضوان(همشهری سابق) ]
دوستای گلم شرمنده نتونستم برای این پست کسی رو دعوت کنم
كربلای پنج باید رو شود چفیه های خونی او، بو شود كربلای پنج یارانت كجاست؟ شر شر زیبای بارانت كجاست؟ كربلای پنج ما را دل مكن اینچنین در قلب ما منزل مكن ای شلمچه ! اشتیاقم را نبر آن همه داغ و فراقم را نبر ! ای شلمچه ! كوزه ی جانم شكست چفیه ی تنهائیم تنها نشست ای شلمچه ! كو شهید خیبری كو تبسم های ناز قیصری؟ ای شلمچه !كو صدای بلدوزر؟ كو صدای سنگر و داد لودر كربلای پنج ما كو ؟ آب كو ؟ خیبر و مجنون و اشك ناب كو؟
اشعار دفاع مقدس در ادامه مطلب... ادامه مطلب [ چهارشنبه هفتم مهر 1389 ] [ 2:3 بعد از ظهر ] [ رضوان(همشهری سابق) ]
افسانه ای از فداکاری زنان ... بر بالای تپهای در شهر وینسبرگ آلمان، قلعه ای قدیمیو بلند وجود دارد که مشرف بر شهر است. اهالی وینسبرگ افسانه ای جالب در مورد این قلعه دارند که بازگویی آن مایه مباهات و افتخارشان است اهالی شهر از زن و مرد گرفته تا پیر و جوان، برای رهایی از چنگال مرگ به داخل قلعه پناه میبرند. فرمانده دشمن به قلعه پیام میفرستد که... قبل از حمله ویران کننده خود حاضر است به زنان و کودکان اجازه دهد تا صحیح و سالم از قلعه خارج شده و پی کار خود روند. پس از کمیمذاکره، فرمانده دشمن به خاطر رعایت آیین جوانمردی و بر اساس قول شرف، موافقت میکند که هر یک از زنان در بند، گرانبها ترین دارایی خود را نیز از قلعه خارج کند به شرطی که به تنهایی قادر به حمل آن باشد. نا گفته پیداست که قیافه حیرت زده و سرشار از شگفتی فرمانده دشمن به هنگامیکه هر یک از زنان شوهر خود را کول گرفته و از قلعه خارج میشدند بسیار تماشایی بود.
داستان پاره آجر و راز یک جعبه کفش +تصاویر در ادامه مطلب
ادامه مطلب [ جمعه بیست و ششم شهریور 1389 ] [ 1:25 بعد از ظهر ] [ رضوان(همشهری سابق) ]
امام صادق (ع) می فرمایند:خواب روزه دار عبادت خاموشی او تسبیح عمل وی پذیرفته شده و دعای او مستجاب است.
تصاویر ادامه مطلب فراموش نشه
اگر دریای دل آبیست تویی فانوس زیبایش * اگر آیینه یک دنیاست تویی مفهوم و معنایش تو یعنی دسته ای گل را از آن سوی افق چیدن * تو یعنی پاکی باران تو یعنی لذت دیدن تو یعنی یک شقایق را به یک پروانه بخشیدن * تو یعنی از سحر تا شب به زیبایی درخشیدن تو یعنی یک کبوتر را ز تنهایی رها کردن * خدای آسمان ها را به آرامی صدا کردن تو یعنی روح باران را متین و ساده بوسیدن *و یا در پاسخ یک لطف به روی غنچه خندیدن اگر چه دوری از اینجا تو یعنی اوج زیبایی *کنارم هستی و هر شب به خوابم باز میایی اگر هرگز نمی خوابند دو چشم سرخ و نمناکم * اگر در فکر چشمانت شکسته قلب غمناکم ولی یادم نخواهد رفت که یاد تو هنوز اینجاست * میان سایه روشن ها دل شیدای من تنهاست نباید زود می رفتی و از دل کوچ می کردی * افق ها منتظر ماندن که از این راه برگردی اگر یک آسمان دل را به قسط عشق بردارم * میان عشق و زیبایی تو را من دوست می دارم ادامه مطلب [ سه شنبه نهم شهریور 1389 ] [ 4:40 بعد از ظهر ] [ رضوان(همشهری سابق) ]
ای علی یار پیغمبر آشنای دردمندان * نیست اکنون مردی چون تو در این روزگاران روزگاری تو پدر بودی یتیمان را * تشنگان را گرسنگان را فقیران را نیست اکنون در میان ما علی مرتضی * من علی را از کجا جویم کجا ؟ روزگار ما چگونه بی علی زیبا شود * درد دردمندان با همتش دوا شود یا علی را یا علی را یا علی * باز گویم تا روم راه علی تا کنم یاد علی تا شوم یار علی شهادت امام علی (ع) رو تسلیت میگم [ سه شنبه نهم شهریور 1389 ] [ 2:48 بعد از ظهر ] [ رضوان(همشهری سابق) ]
به عقب برمی گردم و به سمت 15 خرداد سیر میکنم !!! 27 اردیبهشت : شهادت بانوی بزرگوار فاطمه زهرا رو تسلیت میگم! 3 خرداد : سالروز فتح خرمشهر رو تبریک میگم ! 13 خرداد : ولادت بانوی بزرگوار فاطمه زهرا ،روز زن و روز مادر رو تبریک میگم ! 13 خرداد : تولد حضرت امام خمینی (ره ) رو تبریک میگم ! 14 خرداد : رحلت امام خمینی (ره ) رو تسلیت میگم ! 15 خرداد : قیام خونین و شهادت اون همه پروانه رو تسلیت میگم ! و بالاخره ... اگه شایستگی داشته باشم ....
دوستای گلم همه چیز در هم شده تبریک و تسلیت منو بپذیرید.... یا حق.....
[ شنبه پانزدهم خرداد 1389 ] [ 12:19 بعد از ظهر ] [ رضوان(همشهری سابق) ]
امروز ۱۳ خرداد - ولادت فاطمه زهرا (س) - این روز رو به تمام مادرای زحمت کش دنیا تبریک میگم- و اما مادر عزیزم : فقط میتونم بگم دوستت دارم...
شهادت بانوی گرامی اسلام حضرت فاطمه زهرا (س) رو به تمام شما دوستای گلم تسلیت میگم
سلام دوستای گلم از خوبیتون هر چی بگم کم گفتم اما شما به بزرگیه خودتون ببخشید که تو این فصل امتحانات نمیتونم پست جدیدی بذارم نهایت سعیم رو که بکنم اینه که جواب نظراتتون رو بدم و هر چند وقت یک بار بهتون سر بزنم اما امروز اومدم تا یه تشکر ویژه از همه ی دوستای گلم بکنم بابت احوال پرسی ها و دعاهای خیری که برای مریض ما کردن . به لطف خداوند و برکت دعاهای خیر شما دوستای خوبم مریضمون حالا خوب شده و بهتره اتفاقا همین دیروز که بهش سر زدم داشت فوتبال پرسپولیس رو تماشا می کرده که نتیجه 1-0 به سود پیروزی شد . دوستای خوبم بیماری که تو این چند پست ازش صحبت کردم عموی منه که خیلی هم دوسش دارم. حالش بهتر اما به خاطر عمل سختی که انجام شده بعضی چیزا رو به یاد نمیاره اولین باری که پیشش رفتم عمو منو نمیشناخت . .دکتر گفته به مرور زمان خوب میشه چون خیلی دچار فراموشی نشده .از تک تکتون به خاطر دعاهای قشنگی که کردید و اینکه هر بار که اومدید حال عموی منو پرسیدید خیلی ممنونم.فکر کردم درست نیست شما این همه دعا میکنید و هر بار از حالش میپرسید من بهتر شدن حالش رو به شما اطلاع ندم. قربونه تمام آبجی خانوما و آقا داداشای گلم برم.لطفا بازم برای تمام بیماران دعا کنید. (قدم نو رسیده مبارک)!یه لطف در حق این وبلاگ تازه به دنیا اومده بکنید و برید کله بزنید و بنظرید:ثواب داره!!! اینم آدرسش:www.shiremorghjooneadam.blogfa.com ای بابا دوستان : یه دستی . پایی . کله ای یه سری به آدرس زیر بزنید واسه چشم روشنیشم بنظرید (وبلاگ خودم و دوستامه حق نگه دار [ پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389 ] [ 11:59 قبل از ظهر ] [ رضوان(همشهری سابق) ]
برای ایجاد نظر سنجی سایت7رنگ رو تجربه کنید روی سنگ مرمر رو بنفشه های کاشی همینو فقط نوشتم : میمیرم اگه نباشی
واسه داشتن دستات لحظه هام پر از بهونه است ديدن صورت ماهت يه خيال عاشقونه است تو با اون نگاه گرمت ، توي قلب من نشستي تو يعني اوج يه رويا ، بي نياز از همه اما من واست غرق نيازم ، لبريز از عشق و تمنا وقتي قهر مي کني قلبم مي کنه پا در ميوني قهر و آشتيات قشنگه تو که از ما بهتروني تو نگات عاشقونست ، خيلي خيلي مهربوني نه سياهي ، نه سفيدي تو خود رنگين کموني عمل بیماری که توی پست قبلی ازش گفتم به برکت دعاهای شما عزیزان با موفقیت انجام شد اما هنوز هم نیازمند دعای شماهاست چون فعلا توی بخش آی سی یو مراقبت میشه لطفا بازم براش دعا کنید...
بنی آدم اعضای یکدیگرند * که در آفرینش ز یک گوهرند چو عضوی به درد آورد روزگار* دگر عضوها را نماند قرار
مجددا عرض میکنم سال خوبی داشته باشید پست امروز من نه عاشقانه هست ،نه فلسفی ،نه طنز و نه هیچ چیزی شبیه پستهای قبلی. بیشتر یه خواهش و درخواست کمکه . چند وقتیه که یکی از آشناهای خیلی نزدیک من توی بیمارستان بستری شده دکترا گفتن یه غده توی سرش هست ! باید عمل بشه . برای عمل اونو بردن تهران . خیلی دوسش دارم و خیلی جوونه .یه پسر کوچیک هم داره که هنوز6 سالش نیست .ازتون خواهش میکنم برای سلامتیش دعا کنید و از خدا بخواید که عملش با موفقیت انجام بشه .خواهش میکنم ... درسته ما همدیگه رو خیلی نمیشناسیم و اکثرا توی شهرهای مختلفی زندگی میکنیم شاید همشهری نباشیم اما همه هموطن هستیم . پس شما هم برای هم وطن خودتون دعا کنید ... .
گفتمش آغاز درد عشق چیست ؟ گفت : آغازش سرار بندگیست .گفتمش پایان آن را هم بگو ؟ گفت : پایانش همه سرکنده گیست . گفتمش درمان دردم را بگو ؟ گفت درمانی ندارد ، بی دواست . گفتمش یک اندکی تسکین آن ؟ گفت تسکینی ندارد ماندنیست .!!!
بقیه متن های عاشقانه به ادامه مطلب نقل مکان کردن !!! لطفا برای دیدن اونا به ادامه مطلب رجوع کنید...
[ پنجشنبه دوازدهم فروردین 1389 ] [ 9:28 بعد از ظهر ] [ رضوان(همشهری سابق) ]
|
||
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : Night Skin ] | ||